غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پرم کرد
بمو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرغه خاکی بر سرم کرد
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم پریشان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند
هوای بخت بی بال و پرم کرد
بمو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرغه خاکی بر سرم کرد
مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم پریشان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر